تبليغاتX
قلم و اطلاع رساني آزاد

پنجشنبه 10 بهمن1387

تست هوش - ما چقدر عاقلیم؟

 امام رضا علیه السلام در حدیثی بسیار زیبا که در تحفت العقول آمده است  ویژگیهای ده گانه عاقل را چنین برشمردند.

عن الرّضا علیه السلام:

لا یتـم عَقل إمـرء مُسلـم حتـّى تكونَ فیه عَشر خِصـال- اَلخیــرُ مِنـهُ مـأمــُول - وَ الشّر منهُ مأمـُون - یَستكثِر قلیلُ الخیر مِن غیره - وَ یَستقل كَثیرُ الخیر مـِن نفسه - لا یسام من طلب الحـوائج الیه - و لا یمل مـن طلب العلـم طول دهره - الفقرفى الله احبّ الیه مِن الغنى - و الذّل فى الله احب الیه مـن العز فى عدوه - و الخمـول اشهى الیه من الشهره - ثـم قال علیه السلام العاشرة و ما العاشرة؟ - قیل له: ما هى؟ - قال علیه السلام: لایرى احدا إلا قال: هو خیر منى و اتقى 

ترجمه:

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:

ـ از او امید خیر باشد

ـ از بدى او در امان باشند

ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد

ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد

ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود

ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود

ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد

ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد

ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد

ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟

فـرمـود: كسی را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیز كـارتـــر است.

                                                                             تحف العقول،ص443

نوشته شده توسط حمید جبارزاده در 17:40 |  لینک ثابت   • 

شنبه 30 آذر1387

آيا خدا با بندگان خود سخن ميگويد ؟

روزي خواجه حسن مودب شنيد كه عارفي بزرگ به نام ابوسعيد ابوالخير به نيشابور آمده و منبر ميرود و موعظه ميكند و از فكر و دل اشخاص خبر ميدهد ؛ خواجه حسن مودب كه يكي از مخالفين اهل عرفان بود و پول و ثروت دنيا او را مست كرده بود ؛ اين گونه سخنان را باور نمي كرد و آنها را غير واقعي مي دانست و بعلت كنجكاوي به شهرت ابوسعيد ؛ خواجه به مجلس ابوسعيد رفت و به سخنان او گوش داد ؛ در ميان سائلي برخاست و گفت : كمكم كنيد لباس ندارم .  ابوسعيد از مردم امداد طلبيد و باز خواجه مودب با خود فكر كرد :

"خوب است لباس خود را به او بدهم " و دوباره فكر اوليه بر او غلبه كرد كه اين لباس گرانقيمت است و..... تا سه بار سائل كمك خواست و اين فكر مدام به مودب خطور كرد .

در اين بين پير مردي كه كنار خواجه مودب  نشسته بود از ابوسعيد  پرسيد:

آيا خدا با بندگان خود سخن ميگويد ؟

ابوسعيد گفت : بلي ! صحبت ميكند كما اينكه در همين ساعت ؛ خداوند به مردي كه پهلوي تو نشسته است سه بار فرمود : اين لباس را به سائل بده ولي او گفت اين لباس را از آمل برايم آورده اند و خيلي گرانقيمت است و آن را نداد

شيخ حسن مودب كه اين سخن بشنيد ؛ لرزه بر اندامش افتاد و برخاست و پيش شيخ رفت و بوسه بر دست شيخ زد و لباس خود را فوري به آن سائل داد و در زمره ارادتمندان شيخ قرار گرفت و...............

 آيا تاكنون شما نيز متوجه  نداي خداوند شده ايد ؟

نوشته شده توسط حمید جبارزاده در 2:10 |  لینک ثابت   • 

جمعه 12 مهر1387

قطعه اي از بهشت

خيلي هامون زير گردونه بيرحمي كه اسمشو زندگي گذاشتيم ، داريم له مي شيم . نه ! جهنمي درست كرديم به اسم زندگي بابرچسب :

تلاش براي آسايش بيشتر

خودموني بگم : تلاش يراي خوردن ها و بردن هاي بيشتر خيلي هامون عادت كرديم زندگي رو از دريچه هاي تنگ چشم و گوش و بيني و دهان و... ببينيم ، بشنويم ، بچشيم ، لذت ببريم اما همين دست و پازدن  توي اين تنگناها ، يعني له شدنمون زير سنگ هاي زندگي ساختگي . يعني سوختن توي جهنمي كه هيزمش همين  سنگهاست،  يعني از فشار ديوار هاي كوره راهها زخمي شدن ، پوست دادن و پوسيدن ، باز پوست كلفتي كردن و «زندگي كردن»، يعني پوست نوكردن براي نو چشيدن يه عذاب تازه و توي اين جهنم گهگاه يه قطعه  بهشت به سراغمون مي آد، فرصت مي كنيم متفاوت فكر كنيم ، «دريچه ها» رو ببنديم و «پنجره » رو باز كنيم .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید جبارزاده در 23:28 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 5 اردیبهشت1387

درخواست از خدا؛

                                        

از خدا خواستم عادتهاي زشت را تركم بدهد .

.خدا فرمود:خودت بايد آنها را رها کنی . 

از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد .

 فرمود: لازم نيست، روحش سالم است؛ جسم هم كه موقت است ..

از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند .

 فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطاكردني نيست، آموختني است ..

گفتم: مرا خوشبخت كن .

فرمود: نعمت از من خوشبخت شدن از تو ..

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند .

فرمود: رنج تو را از دلبستگي هاي دنيايي جدا و به من نزديکتر ميكند ..

 از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم .

فرمود: براي اين كار من به تو زندگي داده ام .

از خدا خواستم كمكم كند همانقدر كه او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم .

  .خدا فرمود: بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد! »

 

نوشته شده توسط حمید جبارزاده در 23:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 5 اردیبهشت1387

حديث

 

سوال و جواب اعرابي از حضرت رسول (ص) :

عرض كرد : مي خواهم داناترين باشم

حضرت فرمود : از خدا بترس

 

عرض كرد : مي خواهم از خاصان درگاه خدا باشم

حضرت فرمود : شب و روز قرآن بخوان

 

عرض كرد : مي خواهم هميشه دل من روشن باشد

حضرت فرمود : مرگ را فراموش نكن

 

عرض كرد : مي خواهم هميشه در رحمت حق باشم

حضرت فرمودند : با خلق خدا نيكي كن

 

عرض كرد : مي خواهم از دشمن آسيبي به من نرسد

حضرت فرمود : هميشه به خدا توكل كن

 

عرض كرد : مي خواهم در چشم مردم خوار نباشم

حضرت فرمود : پرهيزگار باش

 

عرض كرد : مي خواهم عمرم طولاني باشد

حضرت فرمود : صله رحم كن

 

عرض كرد : مي خواهم روزي من وسيع گردد

حضرت فرمودند : هميشه با وضو باش

 

عرض كرد : مي خواهم به آتش دوزخ نسوزم

حضرت فرمودند: چشم و زبان خود را ببند

 

عرض كرد : مي خواهم بدانم گناه به چه چيز ريخته مي شود

حضرت فرمودند : گريه و دعا در درگاه خدا

 

عرض كرد : مي خواهم سنگين ترين مردم باشم

حضرت فرمودند :از كسي چيزي مخواه

 

عرض كرد : مي خواهم پرده عصمتم پاره نشود

حضرت فرمودند: پرده عصمت كسي را پاره نكن

 

عرض كرد : مي خواهم گورم تنگ نباشد

حضرت فرمودند : مداومت كن به خواندن سوره تبارك

 

عرض كرد : مي خواهم مال من زياد شود

حضرت فرمودند : بخوان سوره واقعه

 

عرض كرد : مي خواهم در قيامت ايمن باشم

 

حضرت فرمودند : بين شام و خفتن به ذكر خدا مشغول باش

 

عرض كرد : مي خواهم خدا در نمازم حضور يابد

حضرت فرمودند : در گرفتن وضو بسيار دقت كن

 

عرض كرد : مي خواهم از خوبان باشم

حضرت فرمودند : در كارهايت درستي كن

 

عرض كرد : مي خواهم براي من عذاب قبر نباشد

حضرت فرمودند : لباس خود را پاك نگهدار

 

عرض كرد : مي خواهم در نامه عمل من گناه نباشد هميشه خير و خوبي باشد

حضرت فرمودند : با پدر و مادر نيكي كن

 

نوشته شده توسط حمید جبارزاده در 23:44 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 29 فروردین1387

نجوا با خدا

 مرد نجوا كنان گفت:

“اي خداوند  و اي روح  بزرگ !  با من حرف بزن “

 

و چكاوكي با صداي قشنگي خواند "

اما مرد نشنيد .

سپس مرد دوباره فرياد زد :

“با من حرف بزن “

 

و برقي در آسمان جهيد  و صداي رعد در آسمان طنين افكند ;

 

 اما مرد باز هم نشنيد.

مرد نگاهي به اطراف انداخت و گفت :

“اي خالق توانا. پس حداقل بگذار تا من تو را ببينم “

 

و ستاره اي به روشني درخشيد;

 

اما مرد فقط رو به آسمان فرياد زد :

“پروردگارا به من معجزه اي نشان بده “

 

 

و كودكي متولد شد و زندگي تازه اي آغاز گرديد ;

 

اما مرد متوجه نشد و با نا اميدي ناله كرد :

“خدايا مرا به شكلي لمس كن و بگذار تا بدانم اينجا حضور داري “

 

و آنگاه خداوند بلند مرتبه دست خود را از آسمان بر روي زمين دراز كرد و مرد را

لمس كرد ;

 

اما مرد با حركت دست . پروانه را دور كرد و قدم زنان رفت ...

 

نوشته شده توسط حمید جبارزاده در 23:54 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 20 فروردین1387

جن!

 

1- جن جانوريست داراي شعور؛ و فيزيکي غير ارگانيک ؛ که از لحاظ شان وجودي ؛ از ديد اديان پايينتر از انسان و بالاتر از حيوان جاي مي گيرد .در فرهنگ فارسي به آن ديو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتين demon يا jinn نام گرفته است. جن به معناي چيزي است که؛ پوشيده شده ؛و منظور پوشيده ماندن او از حواس ماست.

2-
خصوصيات فيزيکي جن از ديد انسان؛ اعجاب آور است. عنصر اصلي وجودي جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛مي تواند به هر شکل و اندازه اي تبديل شود. و بسياري از چيزها را در يک آن ؛جا به جا کند .همچنين سرعت نقل مکان بسيار بالايي دارد. مي تواند مثلا ظرف 5 دقيقه فاصله بين لاهور و تهران را طي کرده و برگردد.

3-
جن ابزار ساز نيست ؛ وبه علت خصوصيات فيزيکي منحصر بفرد ؛قادر است در هر مکان و شرايطي زندگي کند ؛وبراي همين به خانه و مسکن نيازي ندارد. زيرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نيست .جن به وسايل حمل و نقل بي نياز است ؛ و از اينجا مي توان فهميد که جن ها داراي صنعت و تکنولوژي نيستند ؛ و شهر و کاشانه اي ندارند مکان معمول زندگي آنها کوه وجنگل و دشت است.

4-
جن مانند همه جانداران غذا مصرف مي کند . اما به مقداري بسيار کمتر از انسان.

5-
جن ها مثل انسان جنسيت ونر يا ماده دارند . توليد مثل مي کنند و تشکيل خانواده مي دهند ؛ و به صورت جماعت زندگي مي کنند و جامعه ندارند.

6-
جن نسبت به انسان زياد عمر مي کند . حدود 1000 سال به بالا .جن هايي که در سوره ي جن از آنها نام برده شده ؛ که وقتي اولين بار آيات قرآن را شنيدند ؛ از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب مي شدند ؛ احتمالا هنوز زنده اند . جن ها مانند انسان داناونادان ؛ .فرمانده و فرمانبردار ؛ ارباب و بنده ؛ کافر و متدين ؛ شفيق و شرور دارند.وقتي که مردند از بين ميروند و نيازي به قبر و گورستان ندارند.

7-
جن داراي عقل است . اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفي و خلاقيت هنري .عقل جن به معناي قوه ي ارزيابي امور روزمره يا همان عقل معاش ؛ و قوه تشخيص است ؛ به اضافه هوشي سرشار ؛ اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و يافتن گذشته و آينده.

8-
جن ها مانند انسان نامگذاري مي شوند ؛ و داراي اسم و رسم و شهرت هستند داراي زبان خاص ؛ و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدميان.

9-
معروف ترين جن ؛ ابليس ؛ يا همان شيطان نام دارد ؛ که وصف حال او را شنيده ايد ؛ که چون بسيار در قرب به حق کوشيد به جايگاه فرشته هاي مقرب رسيد ؛ اما چون حاضر به سجده بر انسان ؛ يعني شريک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد.

10-
جن در شرايطي قادر به تسخير انسان ؛ و انسان در شرايطي ؛ قادر به تسخير جن است . انسان مسخر شده را مجنون؛ يا ديوانه ؛يا ديو زده ؛ و جن تسخير شده را ؛موکل مي نامند. گويند خود جنيان بر سه قسمند: ديو.؛جن وپري ؛که از لحاظ مکاني ؛ مادون فرشته هستند.

11-
جن مي تواند در مواردي تربيت شده ؛ به انسان خدمت کند. چنين سنتي در ميان جنگيران ايران و پاکستان وهند وجود دارد . اما به طور کل ؛ نه بودا ؛ نه دالاي لاما ؛ نه اوليا الله ؛ و نه عرفا و نه پيامبران هيچکدام ؛به مدد خواستن از موجوداتي که مثل انسان ؛خطا و اشتباه و گناه مي کنند ؛توصيه نکرده اند اما همگي؛ وجود آنها را تاييد کرده اند .

12-
جنيان مانند امواج راديويي و ماهواره اي ؛با ما هستند ظاهر نمي شوند ؛اما حاضرمي شوند و بعضي از انها ؛درخانه ها و بدن شخصيت هاي ضعيف ؛رفت و آمد مي کنند. يکي از راه هاي دور کردن جنهاي مزاحم ؛خواندن و آويختن 4 آيه از قران است ؛ که با قل شروع مي شوند . و بسياري ادعيه ؛که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچيست!؟

13-
جن ها ؛ بعضي از ما را؛ به شکل همزاد و غير همزاد دوست دارند؛ کمکمان مي کنند ؛همينطور جواهرات و اشياي قيمتي ما ؛ازجمله انگشترهايي با نگين سنگ (مخصوصا عقيق)را بسيار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آيات و اوراد حک شده باشند) .اگر دوستمان داشته باشندو سخني باماداشته باشند ؛بيشتربه خوابمان مي ايند و دلسوزي خود را اعلام مي کنند .خيلي ازآنها خدمتگذار ارواح اوليا هستند و دست ماراگرفته اندو خيلي ها هم به کرداراکثرآدميان اهل شيطنت.بيشتر آنها بي ضررند و مثل ما گرفتار اين دنيا و درگير و دار تقدير خويشند.

14-
اما آنان که ماوراي طبيعت ؛ و موجوداتش را باور ندارند؛ چند دسته اند :کساني که انچه که نمي بينند را باور ندارند . اينها معمولا فقط آنتي تزقصه هاي جن وپري مادربزرگ ها هستند؛ که حتي زحمت دانستن کوچک ترين اطلاعاتي جز نقد داستان گرمابه هاي تاريک وکوتوله هاي پاسمي و عروسي جن ها رابه خودشان نداده اند. اين تيپ آدمها از 7 سالگي که مادر بزرگه داستان هاي جن وپري را براي ترساندن و خواب کردنشان تعريف مي کرده ؛هنوز زير لحاف هستند.و يا اينکه هارد ديسک کوچکشان از مسئله پر شده و ديگر تاب و ياراي درک و پذيرش راز را ندارند.مثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا ديده اند.و گروهي که پوچ يا ابسورد هستند: کساني که خويش را منکرند چه رسد به ماوراي خويش . و گروه آخر کساني که جنها ؛ دستشان مي اندازند و در مجالس احضار ارواح ؛در نقش يک روح برايشان شيرين کاري مي کنند ؛تا فردا در مدح روح ؛کتاب چاپ کنند و جايزه بگيرند.
جن براي انسان ؛ از انسان خطرناک تر نيست . همانطور که انسان براي کوسه ؛ از کوسه خطرناک تر است!(در تاريخ بشر حتي يک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالي که فقط در دوره حکومت استالين 35 ميليون روس به قتل رسيدند آمار کشتار جنگ هاي مذهبي صليبي و جنگ هاي جهاني و قومي و قبيله اي پيش کش) در حقيقت هيچ چيز ؛ هراس ناک تر و هوس ناک تر از انسان نيست ؛ که به قول توماس هابز :انسان گرگ انسان است.

15-
در کل؛ و بدون در نظر گرفتن موارد خاص ؛ آنها به ما کاري ندارند .ماهم به آنها کاري نداريم . ازدود و دم و سر و صداهاي شهر و بوي فاضلاب و ...... فراريند .مثل ما کار و مکافات دارند. و دست آخر اينکه ؛به عقيده من: با تمام اين اوصاف ؛تفاوت اساسي با ما ندارند زيرا که : آنها هم رنج مي کشند.

 

نوشته شده توسط حمید جبارزاده در 22:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 18 فروردین1387

سئوال و جواب

سوال و جواب اعرابی از پیامبر اسلام ص

میخواهم داناترین مردم باشم

جواب : ازخدا بترس 

میخواهم از خاصان درگاه خدا باشم

جواب : شب و روز قرآن بخوان

میخواهم دل من همیشه روشن باشد

جواب : مرگ را فراموش مکن

میخواهم همیشه در رحمت حق باشم

جواب : با خلق خدا نیکی کن

میخواهم از دشمن به من آفتی نرسد

جواب : همیشه توکل به خدا کن

میخواهم در چشم مردم خوار نباشم

جواب : پرهیزکار باش

میخواهم عمر من طولانی باشد

جواب : صله رحم کن

میخواهم روزی من وسیع گردد

جواب : همیشه با وضو باش

میخواهم به آتش دوزخ نسوزم

جواب : چشم و زبان خود را از حرام ببند

گناه به چه چیز ریخته میشود

جواب : تضرع و توبه با حال بیچارگی

جواب :میخواهم سنگین ترین مردم باشم

جواب : از کسی چیزی مخواه

میخواهم پرده عصمتم دریده نشود

جواب : پرده کسی را مدر

میخواهم گورم تنگ نباشد

جواب : مداومت کن به سوره تبارک

میخواهم مال من بسیار شود

جواب : مداومت کن به سوره واقعه هر شب

میخواهم فردای قیامت ایمن باشم

جواب : میان شام و خفتن بذکر خدا مشغول باش

میخواهم خدا را در نماز حاظر بینم

جواب : در وقت وضو ساختن بسیار دقت کن

میخواهم از خاصان باشم

جواب : در کارها راستی و درستی پیشه کن

میخواهم عذاب قبر نداشته باشم

جواب : جامه خود را پاک نگهدار

میخواهم در نامه عملم گناه نباشد

جواب : به پدر و مادر نیکی کن

نوشته شده توسط حمید جبارزاده در 22:52 |  لینک ثابت   •